خرید بک لینک

اجازه نده کسی غیر از من عاشقت شه

در سینهام

سرمایی از زمستانی ناشناخته

رخنه کرده است

عشقت ،

آذوقه ی روزهای سرد من !

تمامِ زمستان را

با دوست داشتنت سر می کنم ؛

واژه واژه هیزم می ریزم ،

نمی گذارم ،

نمی گذارم ،

آتشِ این شعرها خاموش شود...!

من برای ترک این اعتیاد لعنتی

اعتیادِ فکرکردنِ به تو

به چای پناه آوردهام

اما هر بار که دوفنجان چای میریزم

و خیره به فنجان روبرو،

چایم را مینوشم

و اینکه چایت چرا سرد شد

هر بار معتادتر میشوم

عشق يعنی

دير بيايد؛

زود برود

و تو سالها

با خاطره ای كوتاه؛

نفس بكشی

بخوابی

خواب ببينی

قدم بزنی!

و ساده بگويم

ديگر زندگی نكنی...!

اصلا

میدونی عشق چیه!؟

یعنی تو وقتی اینو خوندی

به اون فکر کردی....!

برچسب: نویسنده: ماهان فلاح تاريخ: چهارشنبه 21 اسفند 1398 ساعت: 19:06

صفحه بندی